و دلم چه بی پروا...
چشم بر این آبی بی انتها دوخته ام
و بال احساسم را گشودم
و در این زمان
بر هوای تو گام نهادم و آرام آرام
به پرواز در آمدم
چه بی صبرانه می روم
چه سرشارم از تو
و نسیم
چه آرام
نوازش میکند
چهره شادابم را
خوشحالم
زیرا که میدانم
در آخر این جادهء بی انتها
تو هستی
و من
به تو میرسم...
برچسب: میرسم نه واسه موندن,میرسم و بی صدا,بهش میرسم,کامنت میرسم,خدمت میرسم,
نویسنده: هستی محمودی